چرا مبانی نظری؟

بازیگران این بازی انتزاعی باید به طور دائمی این قواعد را به خود یادآوری کنند امّا آنها قواعدی زاینده و ثمربخش نیستند بلکه در حقیقت قواعدی برای حذف ساختار هستند. به دانشجویان معماری، آنچه نباید انجام دهند، می‌آموزند: طرح به هیچ وجه نباید شبیه هر چیز سنّتی یا پیشامدرنیسم به چشم آید. بدین ترتیب آنها نسبت به تکنیک‌های ایجاد انسجام، بی‌ملاحظه باقی می‌مانند. یادگیری بر اساس نگاه به ساختمان‌های معاصر شکل می‌گیرد و سعی در بازتولید احساسی غیر طبیعی یا حسّی شبیه به آنچه که در یک طرح، دیده شده است، دارد. این روش یادگیری، نوعی زیباشناسی را بدون درک مبنای آن، درونی کرده و معمار را بدون هرگونه توضیح و تبیین عقلایی با حفظ کردن طوطی‌وار مثال‌های بصری، آموزش می‌دهد. این تکنیک متعارفی در شرطی‌سازی روانی است؛ مردم بدون هیچ سؤالی به انجام کاری که اغلب بر خلاف غرایز طبیعی آنها است، وادار می‌شوند. فرقه‌های ]جعلی[ مذهبی نیز از ]همین[ روش تلقین فکری استفاده می‌کنند.

یک نظریّۀ معماری

فصل نهم: بنیادگرایی هندسی

سالینگروس

/ 1 نظر / 23 بازدید
م.ر.

سلام مطلب بسیار ارزنده است اما اگر منظور از عنوان توضیح فایده مندی دروس/مباحث مبانی نظری است باید بگویم ربطی به عنوان ندیدم گرایش عجیب برخی جریانهای معماری در ایران به ایجاد چیزی به نام مبانی نظری، هم خود دنبالچه ای ست از آن جریان بیرحم و خودبرتربین مدرن هم خلاف مفهوم مستتر در این نوشته به نظر می رسد ممنون از نوشته ی خوب