گزارش یک تجربۀ حرفه‌ای

سرانه­ها در انواع کتابخانه­ها

اصولاً کتابخانه­ها به دو شیوه اداره می­شوند: کتابخانۀ باز و کتابخانۀ بسته.

کتابخانۀ باز، کتابخانه­ای است که در آن، مراجعان بطور مستقیم به کتاب­ها دسترسی دارند و خود در میان قفسه­ها به جستجوی کتاب مورد نظر خود پرداخته در همان محل به مطالعۀ آن می­پردازند. در نقطۀ مقابل،  کتابخانۀ بسته به کتابخانه­ای گفته می­شود که در آن دسترسی مستقیم به کتاب­ها در انحصار کتابداران می­باشد و برای دریافت کتاب باید به میز امانات مراجعه نموده ـ با ارائۀ مشخّصات کتاب ـ آن را از کتابداران تقاضا نمود.

از آنجا که یکی از مسائل مؤثّر بر تصمیم­گیری در مورد نحوۀ ادارۀ کتابخانه، ظرفیّت منابع آن است؛ در اینجا، نگاه مختصری به وضعیّت سرانه­ها در هر یک از این حالات می­اندازیم.

  1. کتابخانۀ بسته

کتابخانه­ای که به شیوۀ بسته اداره می­شود، دو فضای اصلی دارد: اوّلی فضایی به نام مخزن که از کتاب­ها در آن نگهداری می­شود و تنها کتابداران به آن رفت و آمد دارند. دوّمی فضایی به نام قرائتخانه که مراجعان، کتاب­هایی را که دریافت می­کنند یا همراه خود می­آورند در آن مطالعه می­نمایند؛ بنابراین می­توان بطو مجزّا و کاملاً مشخّص سرانه­هایی برای آنها ارائه داد.

 

1.1.   گنجایش منابع

اینکه در یک کتابخانۀ دارای مخزن بسته، چه مقدار کتاب می­توانیم داشته باشیم بستگی دارد به شیوۀ نگهداری کتاب­ها که به سه روش زیر صورت می­گیرد.

 

1.1.1.      مخزن معمولی

این نوع مخازن از کنار هم قرار گرفتن قفسه­های معمولی کتاب ساخته می­شوند و دسترسی به کتاب­ها بر عهدۀ کتابداران می­باشد. در این وضعیّت فضای کافی عبور و مرور کتابداران در میان قفسه­ها در نظر گرفته می­شود.

 در این نوع مخازن می­توان تا حدّاکثر 210 کتاب در هر متر مربّع، جا داد.

 

1.1.2.      مخزن فشرده

این نوع مخازن هم  از کنار هم قرار گرفتن قفسه­های معمولی کتاب ساخته می­شوند و دسترسی به کتاب­ها بر عهدۀ کتابداران است؛ با این تفاوت که در این وضعیّت، قفسه­ها فشرده­تر قرار می­گیرند و فضای عبور و مرور کمتری برای کتابداران در نظر گرفته می­شود.

 بر حسب روش بکار رفته در این نوع مخازن، از 270 تا 310 کتاب در هر متر مربّع جا داد.

 1.1.3.      مخزن مکانیزه

مخزن مکانیزه، نوع پیشرفته­تری از مخزن فشرده است که در آن دسترسی به کتاب­ها بر عهدۀ روبوت قرار دارد.

بر حسب نوع فناوری و دستگاه مورد استفاده، این نوع مخازن 25 درصد بیش از انواع عادّی گنجایش دارند. یعنی از 340 تا 390 کتاب در متر مربّع

 

1.2.   گنجایش مراجعین

در کتابخانه­های بسته، فضای قرائتخانۀ متمرکزی داریم که کلّ فعّالیّت قرائت کتاب در آن متمرکز می­شود.بر حسب ابعاد و نوع مبلمانی که در آن تعبیه شود ـ به ازای هر نفر ـ از 2 تا 5/2 متر مربّع مساحت خواهد داشت.

بنابراین برای مطالعۀ 500 نفر در دو سالن جداگانه (که مورد نظر کارفرماست) به حدوداً 1100 متر مربّع نیاز داریم.

 

  1. کتابخانۀ باز

در کتابخانه­هایی که به شیوۀ باز اداره می­شوند، قرائت کتاب اصولاً در همان جایی که کتاب­ها قرار دارند رخ می­دهد و به این ترتیب فضای قرائت و نگهداری کتاب با هم آمیخته می­شوند؛ به همین دلیل، ارائۀ معیار دقیقی برای سرانه­ها در این مورد دشوار می­شود.

برای دستیابی به یک سرانۀ واحد در چنین شرایطی، می­توانیم آن را بصورت یک کتابخانۀ بسته در نظر بگیریم که قرائتخانه و مخزن عادّی آن با هم ترکیب شده­اند و فضای بیشتری در برابر قفسه­ها درنظر گرفته شده تا افراد بتوانند در همانجا کتاب­ها را ورق بزنند و یا دو نفر بطور همزمان از یک قفسه به راحتی استفاده کنند. به این ترتیب در نهایت نسبت تعداد کتاب­ها به کلّ مساحت، حدّاقل 17 درصد کاهش می­یابد.

 

2.1.   گنجایش منابع

اگر مساحت قفسه­ها و فضای گردش اطذاف آنها را به عنوان مساحت خالص ذخیرۀ منابع در نظر بگیریم، در این نوع مخازن می­توان تا حدّاکثر 170 کتاب در هر متر مربّع، جا داد.

 

2.2.   گنجایش مراجعین

ظرفیّت اینگونه کتابخانه­ها از هر نظر وابسته به طرح معماری آنهاست، امّا بطور متوسّط می­توان برای هر نفر از 5/2 تا 3 متر مربّع پیش­بینی نمود.

بنابراین برای مطالعۀ 500 نفر در دو سالن جداگانه (که مورد نظر کارفرماست) به حدوداً 1300 متر مربّع نیاز داریم.

 

  1. منابع خطّی

در این بخش، برای هر 150 جلد کتاب، باید 1 متر مربّع در نظر گرفت.

 

  1. محقّقین

برای میز و صندلی اختصاصی محقّقین، باید از 3 تا 5/3 متر مربّع به ازای هر نفر در نظر گرفت.

 

نتیجه­گیری

 مساحت مورد نظر برای کتابخانه، 7500 متر مربّع اعلام شده است. بر این اساس به محاسبۀ گنجایش کتابخانه می­پردازیم.

 در این کتابخانه ـ علاوه بر عملکرد اصلی­ـ یک سالن اجتماعات 350 نفری هم خواسته شده است که این سالن و ملحقّاتش، مساحتی در حدود 1000 متر مربّع نیاز خواهند داشت. بنابراین آنچه که بطور خالص برای کتابخانه باقی می­ماند، 6500 متر مربّع است.

 با توجّه به توضیحات قبل، برای فضای قرائت نیز چیزی بین 1000 تا 1500 متر مربّع مورد نیاز خواهد بود.

اگر برای بخش­های اداری و تحقیقاتی هم 500 متر مربّع در نظر بگیریم، حدوداً 4500 متر مربّع برای ذخیرۀ کتاب باقی می­ماند.

 حال می­خواهیم ببینیم که در هر حالت، گنجایش چه مقدار کتاب را بدست می­آوریم.

 a)     مخزن بستۀ عادّی

در این حالت می­توانیم از 940000 جلد کتاب نگهداری کنیم.

 b)     مخزن بستۀ فشرده

در این حالت می­توانیم از 1130000 جلد کتاب نگهداری کنیم.

 c)      مخزن باز

در این حالت می­توانیم از 778500 جلد کتاب نگهداری کنیم.

 

اطّلاعات مورد نیاز گروه طرّاحی

 

گروه طرّاحی کتابخانه، برای برنامه­ریزی صحیح، به اطّلاعاتی نیاز دارد که در اینجا آنها را می­پرسیم:

  1. این کتابخانه مخاطب عام دارد یا خاص؟
  2. میزان نسخ خطّی کتابخانه چقر است؟
  3. وضع سلامت نسخ خطّی چگونه است؟
  4. کتابخانه بصورت باز اداره می­شود یا بسته؟
  5. در صورت باز بودن مخزن کتابخانه، میزان و نحوۀ تفکیک زن و مرد چگونه است؟
  6. چند درصد از منابع کتابخانه، منابع مرجع تلقّی می­شوند؟
  7. سهم مجلّات در کتابخانه چقدر است؟
  8. نوع مجلّات کتابخانه چیست؟
  9. آیا برای خدمات تعمیر کتاب، از نیروها و امکانات خود کتابخانه استفاده می­شود یا از خارج کتابخانه؟
  10. تا چه حد به استفاده از سیستم­های مکانیزۀ امروزی برای کتابداری (تحویل کتاب، کنترل افراد و...) تمایل دارید؟
  11. آیا در نظر گرفتن فضای مطالعۀ آزاد، ضرورت دارد؟

 

/ 4 نظر / 32 بازدید
سید علی سید محسنی

چقدر قشنگ ... خیلی خوشحالم از اینکه معماری میخونم [لبخند] خیلی ساده و بی آلایشه .

م.ر.

سلام متن بسیار جالب و ارزشمند ست تعجب می کنم از دوستان که کم توجهی کرده اند ... به بحثی که در متن معماری است نه در حاشیه ی آن گمان می کنم رشد متقابل باید در رابطه ی کارفرما و طراح باشد فقط امیدوارم کارفرمای مذکور واقعا مخاطب این نامه باشد یعنی پله های قبل را با موفقیت طی کرده باشد وگرنه به نظرم یک شکست بزرگ در انتظار است اگر صلاح دانستید ما را از بازخورد نامه هم مطلع کنید ...

روح ا..

زها زه، لذت بردم ، منظم و مرتب و مجمل و مکفی است متنتان- فقط تجربه حقیر ثابت کرده که عموما کارفرماها با دیدن چنین متنی ابتدا هنگ نموده در دل یا به زبان، از کار کردن با چنین مشاوری اظهار غلط کردن مینمایند.سپس به تحلیل موقعیت و یافتن مجرم و دلایل احساس نا خوشایندشان پرداخته، عده قلیلی سهمی در این احساس برای نفهمی یا عدم تخصص خود قائل شده ، باقی تمام بار نفهمی را بر دوش مشاور قرار میدهند... کارفرمای مزبور در چنین حالی طبیعتا اقدامات عملی تدارک دیده، به ای نحو کان از شر مشاور خلاص شده، پول وی را میخورد و خلاصه امر آنکه کار به جایی نمیرسد. به عنوان یک واعظ غیر متعظ حضرت عالی را نصایحی مینمایم : 1.کلم الناس علی قدر عقولهم 2. خیلی درجات بالای به فهم و رشد و آموزش کارفرما امید وار نباش - هر چیز را سقفی است و حدی بعد التحریر : حالا خیلی هم عاقل اندر سفیه به کارفرکا نگاه نکنیم ، خب بندهء خدا آمده پول داده که یک کسی مشکلش را حل کند،. نه اینکه کلی کار جدید برایش بتراشد. اگر هم لازم شد سر را باید با پنبه برید و نظرات کار فرما را یک جوری که احساس معذبی نکند یواش یواش بیرون کشید.

مصطفی

به عنوان منبع میزنیم اینجا را! :دی ممنون :)