در دنیای قدیم، هنر، تصویر گیتی بود و سعی داشت تا نظام عالم را به تصویر بکشد؛ در اینجا به صحّت و سقم این نگرش کاری نداریم، نکتۀ مورد توجّه ما این است که دغدغه های فنّاورانه و فلسفی معماران گذشته (در همة تمدّن­ها) آنها را به استفاده از هندسه سوق می­داده است و در این میان نقش عامل فکری، پایدارتر از عامل فنّی بوده است؛ چرا که درشرایط فنّاوری متفاوت، نگرش هندسی یکسانی نشان داده­اند. توجّه داشته باشید که منظور از نگرش هندسی واحد، به هیچ وجه، نمودها و اشکال یکسان نیست، بلکه منظور، مفاهیم عمیق­تری چون ساختارمندی، سلسله مراتب مقیاس­ها و تقارن است. (ر.ک. سالینگروس)

نتیجۀ بحث این است که نیازهای هندسی معماران، دو سرچشمه داشته است: نیازهای فرهنگی و نیازهای فنّی؛ مطالب آموزشی هندسۀ آنان هم بر مبنای همین نیازها مشخّص می­شده است.