دوستان حاضر در جلسۀ سمینار دیدند که دکتر رازجویان از من پرسیدند که تو در ریاضیّات بیشتر کار کرده‌ای یا کوربوزیه. بعداً به من گفتند که پاسخ خودشان کوربوزیه است. من که هنوز کاری نکرده‌ام که ادّعایی داشته باشم و اصولاً هر کاری هم که در فکر من بوده را سالینگروس، سالها قبل با مبنای علمی انجام داده است؛ بنابراین، در پاسخ سؤال استاد نیز فقط نظر سالینگروس را در مورد کار ریاضی لوکوربوزیه، برای شما نقل می‌نمایم:

 


در مورد این که سیستم مدول‌گرای مقیاس‌های لوکوربوزیه، پلی بین معماری و ریاضیّات است نیز بحثهای زیادی شده است. این سیستم از مقیاس‌ها، یک قانون نسبتاً گمراه کننده در مورد اندازه‌ها است. در این سیستم، اندازه‌ها از مضارب نسبت طلایی به دست می‌آیند و مبتنی بر بلندی قامت یک مرد استاندارد (183 سانتی‌متر) است. مطالعۀ درست مدول‌گرایی روشن می‌سازد که هیچگاه منظور از آن، روشی برای ایجاد الگو نبوده و نیست. حتّی خود لوکوربوزیه نیز از آن برای طرّاحی سطح، بهره نبرد، در حالی که متمایل به استفاده از سطوح بتنی‌ای تهی بود که از نظر بصری، خام و اصطلاحاً وحشی نامیده می‌شدند. هنگامی که (با کمک همکارش، آهنگساز یونانی، یانیس زناکیس) از آن در صومعۀ سانتا ماریا د لا توره استفاده نمود، این سیستم به جای الگو، یک نمای تصادفی ایجاد کرد.

نیکوس ا. سالینگروس

یک نظریّۀ معماری

فصل ششم (معماری، الگوها و ریاضیّات)