معیار نهایی یک اثر هنری، نقش آن در ایجاد لذّت زیباشناسانه است ... به این سؤال که آیا ریاضیّات، زیبایی دارد، تنها کسانی می‌توانند پاسخ دهند که ریاضیّات خوانده باشند.

واقعیّت مهم این است که جستجوی لذت زیباشناسانه، همیشه در رشد ریاضیّات، تأثیر داشته است؛ از میان انبوه طرحها، مایه‌ها و الگوها، ریاضی‌دان، تنها آنهایی را برمی‌گزیند که آگاهانه یا ناآگاهانه، حسّ زیباشناختی او را ارضاء می‌کنند ... یونانیان باستان به کشف روابط هندسی در طبیعت بها می‌دادند؛ نه از آن رو که چنین اکتشافی به آنان در تسلّط بر طبیعت کمک می‌کرد، بلکه از آن رو که ساختار زیبای طبیعت با آن اکتشاف‌ها آشکار می‌شد ... به گفتۀ خود کپلر: "از اعماق وجودم بر درستی این نظریّه گواهی می‌دهم و به زیبایی آن با لذّتی دیوانه‌وار و باورنکردنی می‌اندیشم" ... می‌توانیم چنین اظهاراتی را در نوشته‌های بیشتر ریاضیدانان بیابیم.

 حسّ زیباشناختی ریاضیدان واقعی از خلق و خوی بهانه‌گیرترین زنان نیز قوی‌تر است. بیشتر تلاش ریاضیدانان برای اثبات قضایایی که قبلاً ثابت شده‌اند، صرفاً به این دلیل است که برهان‌های موجود، جاذبۀ زیباشناسانه ندارند ... [بلکه] صرفاً قانع کننده‌اند ... [امّا] برهانی که با ظرافتی تمام طرّاحی شده باشد، از هر لحاظ، جز شکل نوشتن، یک شعر کامل است.

نقش ریاضیّات در فرهنگ غرب

موریس کلاین