طرح موضوع توسعه برج میلاد، بیش از اینکه برای جلوگیری از احداث آن طرح باشد (که ان شاء الله نمی شود)، برای تلنگر به جامعۀ معماری ما بود که  متأسفانه ظهور چنین محصولی از آن، اصلاً خارج از ذهن نیست. جامعه معماری ما (آن مقدار که من دیده ام) نه تنها پذیرا، بلکه تشنۀ چنین آثاری است؛ آثار معمارن پرآوازه ای که کارهایشان مبتنی بر فلسفۀ زبان شناسی است (در این مورد، بعداً مطالبی خواهم نوشت ان شاء الله)؛ وظیفۀ من معلم، ایجاد چالش و بر هم زدن مرداب این جامعۀ تخصصی است؛ چون باور دارم که هنوز هم ایجاد معماری توحید محور، ممکن و بلکه واجب است.

اما موضوع بزرگتری در میان است؛ یعنی توسعه بیت الله الحرام. خیلی ها می پرسند که چرا اعتراض رسمی در این مورد در جهان اسلام صورت نگرفته است. مسلماً از آنجا که کعبه در خاک عربستان است، نظر دادن مراجع رسمی، در مورد نحوۀ توسعۀ آن، دخالت در امور داخلی عربستان تلقی می شود؛ اما از جنبه ای دیگر، کعبه، میراث معنوی تمام امت اسلام است و از همین رو نظر دادن افراد و مراجع علمی در مورد آن، بار فرهنگی دارد و دخالت در امور داخلی کسی نیست و این وظیفه ای است که ما بر عهده داریم.

 بنابر این از خوانندگان محترمی که در این مدت، با گرمی بی سابقه ای، پیگیر مطلب برج میلاد بودند خواهش می کنم که اصلاح آن را به متولیان امر در شهرداری (که قاعدتاً نباید کمتر از ما دغدغۀ هویت و فرهنگ داشته باشند) بسپارند و نیروی خود را صرف تولید محتوای علمی در نقد طرح های توسعۀ مسجد الحرام نمایند که اتفاقاً یکی از معماران آن، همین خانم زاها حدید (برنده مسابقه برج میلاد) است.